آخرین ارتباطات
امروز بصورت اتفاقی دوباره به وبلاگ سر زدم و نکته ای جالب نظرم رو جلب کرد !
آخرین کامنتی که دریافت کردم مربوط به چندین سال پیشه، و خب من دقیقا برای کی مینویسم ؟ سوال سختی نخواهد بود .
برای خودم و یادآوری خودم
به هرحال در این ده سالی که در این وبلاگ مینویسم چیزهای زیادی تغییر کرده و دوست دارم این تغییرات رو مشاهده کنم ، گاهی دیگه ذهن یاری نمیکنه یک سری جزئیات رو به درستی به خاطر بیاره مثلا در سال ۱۳۹۴ در ماه دی بر من چه گذشته، حقیقتا هیچ ایده ای ندارم.
از امروز مینویسم؛ امروز برابر ۲۵ دسامبر سال ۲۰۲۵ در خانه نشسته ام، هوا سرد است، امروز کار نمیکنم ، تعطیلات دلنشینی هست اما خب کار خاصی برای انجام ندارم . تا ده روز دیگه شاغل خواهم بود و از ده روز دیگه بعد از ۴ سال کار کردن استعفا خواهم داد . چه روز باشکوهی؛ با خودم فکر میکردم در روزی که آخرین شیفت کاریم رو انجام میدم و آخرین بار لباس کارم رو از تنم در میارم دقیقا قراره چیکار کنم و چه حسی خواهد داشت. اما صادقانه بگم حس خیلی خاصی نداره، در فصل تابستون که شلوغ ترین و طاقت فرسا ترین فصل کاری در سال هست موزیک و بی کلام گوش میدادم و با خودم آخرین روز کاری رو تصور میکردم و با امید به آمدن این روز گرامی سرکار میرفتم
مردمی که در حال تفریح و استراحت روی چمن ها بودن رو نگاه میکردم ( این نکتهخ رو یادآوری کنم که مسیری که هر روز از اونجا به سرکار میرم یکی از قشنگ ترین منظره های شهر رو داره) و خب از دیدن آدم هایی که ازین منظره لذت میبردن در حالی که من باید دوان دوان به سرکار میرسیدم حسرت میخوردم، بعدا که کار نمیکردم و از کنار اون منظره عبور میکردم حس خاصی بهم منتقل نمیشد. انگار اون منظره جذاب بود چون نمیتونستم در اون لحظه ازش لذت ببرم
پر حرفی کافیه . همین